شبی رو یادمه که از ترس اینکه فرداش امتحانمو خوب ندم تا خو

شبی رو یادمه که از ترس اینکه فرداش امتحانمو خوب ندم تا خو

شبی رو یادمه که از ترس اینکه فرداش امتحانمو خوب ندم تا خود صبح بیدار بودم.
الان که به اون شب فکر می کنم خنده ام می گیره. دنیام چقد کوچیک بود. فرضا که امتحانمو بد می دادم خب که چی، مگه دنیا به آخر می رسید؟ نه.
می خوام بگم يه زمانی يه چيزی برات اونقدر مهمه که به خاطرش روح و روانتو آزار می دی، اما همون چیز، یه سال بعد ممکنه کاملا برات بي اهميت باشه و با فکر بهش بخندی؛
می دونم همین الان یاد يكی از دغدغه هات افتادی، آره همونی که تو ذهنته. زياد به خاطرش خودتو اذیت نکن، می دونی شايد سال بعد، شایدم چند سال بعد، دیگه حتی یادتم نیاد.
بيخيال، هر دغدغه ای که الان داری، می گذره.
سعي كن فقط بزرگش نکنی ..📖☕🍂

شبتون به مِهر همراهان گرامی
دیدگاه ها (۰)

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

برده عمارت جئون

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 ⊹˚₊𐙚 ویو تهیونگ | شرکت، ساعت ۶ عصر...

intertwined fate of two enemies-part 19

تک پارتی ( دخترا لطفاً وقتی کاما ( ، ) میزارم کمی مکث کنید ...

legacy of ashes

🌱شبی رو یادمه که از ترس اینکه فرداش امتحانمو خوب ندم تا خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط