اما من باور داشتم

اما من باور داشتم

اما من باور داشتم
جایی زیر همین بمباران،
نشسته و قرآن می‌خوانَد...
از مردی که پناهش خداست،
جز این چه انتظاری می‌شد داشت؟
.
#سید_علی_حسینی_خامنه_ای
#رهبر_شهید #امام_شهید
#امام_امت #قائد_شهید
@yekdel_ir
دیدگاه ها (۱۳)

حجاب🔴آیت‌الله جوادی آملی:زنانی هستند که در اوج امنیت، می‌جنگ...

روی آن نوشته شده بود:«اگر می‌خواهی برادرت زنده به خانه برگرد...

سلام ، نوشته های این پست اشکال شرعی و خدایی داره ! الآن برات...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت هجدهم: جسدی که حرف می‌زدبارون بی‌وقف...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :چون مشابه این شبهات بس...

⚠️ فاجعه در حریم امن الهی؛ غیرت شهر هزار سنگر کجاست؟! ⚠️🕌 مس...

dark life = 38

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

رمان اسیر خان پارت نوزدهم ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط