نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی ...

نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی ، ب

نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی ، به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...لحظه ها عریانند...به تنِ لحظه خود
جامه اندوه مپوشان هرگز☺️
شبتون بخیر ⭐️
حالِ دلتون خوبِ خوبِ خوب
دیدگاه ها (۱)

نَه ما میمانیم نَه اَندوه..وَ نَه هیچ یِک اَز مَردُمِ این آب...

^.The Law of Violence.^

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:17گاهی عشق مانند چاقویی می ماند که با گ...

پارت نهم راز خون

اتاقی که وجود نداشت(part6)صبح روز بعد، ا/ت دوباره به اتاق سو...

پروانه جان

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۶: گفت‌وگوی پادشاه با خانواده‌ی سوآپادشاه...

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_40فصل هفدهم | ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط