همانند سیگار روشنی که نه آن را کشیدی

همانند سیگار روشنیـ کهـ نهـ آنـ را کشیدیـ،

همانند سیگار روشنیـ کهـ نهـ آنـ را کشیدیـ،

و نهـ آنـ رو خاموشـ کرد آیا فراموشـ کردیـ لایـ انگشتانتـ در حالـ سوختنمـ؟
*★†******
منـ همونمـ کهـ هرشبـ یادتـ میرهـ چقدر دوستشـ داریـ و باز عاشقتـ میشهـ
+++++++
ولیـ بازمـ بعضیـ مواقعـ وقتیـ میـ خوابمـ برامـ
``````
سوالـ میشهـ وقتیـ کهـ بمیرمـ کیـ میاد کنار قبرمـ
<<<<>>>>
میشینهـ و ساعتـ ها باهمـ درد و دلـ میکنهـ و باهمـ حرفـ میزنهـ اصلـ کسیـ هستـ
°°°°°°°
ولیـ اینو بدونـ منـ همیشهـ منتظر نشستمـ تنها کهـ شدیـ و همهـ ولتـ کردنـ بیایـ پیشمـ تا بهتـ بگمـ کهـ انگشتـ وسطمـ چند تا بند دارهـ
~~~
یکیـ همینـ نزدیکا ازمـ پرسید کیـ فهمیدیـ کهـ
••••••••
عاشقشیـ بهشـ گفتمـ تا وقتیـ عاشقیـ نمیدونیـ ولیـ از وقتیـ کهـ چشمامـ بهـ خاطرشـ پر از اشکـ شد فهمیدمـ

دیوانهـ وار عاشقشـ شدمـ

"مخاطب خاص"
Silvermoon
دیدگاه ها (۷)

یونگی: من که گفتم روانی هستم حالا زود باش قبول میکنی یا نهها...

باشرف مثل:خانم زهرا گلی زاده رتبه ۷ کنکور انسانی:خیلیا وقتی ...

سناریو ایدل رویایی پارت اخر

پارت ۳جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمشتهیونگ: چرا الان ا...

فعلا نیک نیم نداره

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part²*سولا با خانم پارک خداحافظی می...

دیدار باتو (پارت ۲)

میزوکی: هه ببین کی منو به دوئل دعوت میکنهساکورا: جواب خواستم...

سناریو قفل آبی

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط