گیر کردم بین زمین و زمان

گیر کردم بین زمین و زمان

گیر کردم بین زمین و زمان
بهم گفتم نرو ، گوش نکردم
دلم میخواست تنها باشم اما فکر اینجاهاشو نکرده بود و فهمیدم توی این جهنم خاکی تنها نیستم ... از منم بدتر بود حس کردم بدبختی میکردم ... 💘
دیدگاه ها (۲)

🐰 من می‌خوام حلقه رو فقط روزای خاص بندازم، چون حس می‌کنم اگه...

P³³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

I'm not jealous part 53خلاصه پدربزرگت به حدی به دایی بزرگت ا...

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

مافیای من

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

ترکم نکن

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۲بعد از تمرین توی تایم استراحت تصمیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط