{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را گم کرده ام اما کجا یادم نمی آید

تو را گم کرده ام اما کجا یادم نمی آید
کجا ول کرده ای دست مرا یادم نمی آید
به بدبختی به دست آورده بودم قلب سنگت را
چرا آسان مرا کردی رها یادم نمی آید
میان خواب و بیداری گمانم دیدمت با او...
چه ظلمی کرده ای بر من روا یادم نمی آید
چه شب ها تا سحر با اشک خود چون شمع خو کردم
چه شب ها تا سحر گفتم خداا یادم نمی آید
سراسر سوختی جان مرا با بی وفایی ها
به دل داغی زدی دیگر چرا یادم‌ نمی آید
برایم یادگاری ماند تنها زخم و دلتنگی...
خودت را بعد عمری بی وفا یادم نمی آید
شبیه صخره ای سنگی برای عاشقی بودی
من از تو غیر پژواک صدا یادم نمی آید
خودم را در تو گم کردم شبی بارانی و غمگین
تو را گم کرده ام اما کجا یادم نمی آید
دیدگاه ها (۰)

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

قسمت ۷

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

پدرم نیست ...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

پارت ۴۲

روایتی عجیب در مورد آخرالزمان

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

Anything

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط