دکتر نیستم

دکتر نیستم....

دکتر نیستم....
اما برایت ۱۰ دقیقه راه رفتن ،
روی جدول کنار خیابان را تجویز می کنم!
تا بفهمی عاقل بودن چیز خوبیست...
اما دیوانگی قشنگ تر است....
برایت لبخند زدن به کودکان وسط خیابان را تجویز می کنم!
تا بفهمی هنوز هم ، می‌شود بی منت محبت کرد...
به تو پیشنهاد می کنم گاهی بلند بخندی!
هر کجا که هستی...
یک نفر همیشه منتظر خنده های توست....
دکتر نیستم
اما به تو پیشنهاد می کنم که شاد باشی!
خورشید هر روز صبح به خاطر
زنده بودن من و تو طلوع می کند!
هرگز منتظر فردای خیالی نباش...
سهمت را از شادی زندگی
همین امروز بگیر...
فراموش نکن مقصد
همیشه جایی در انتهای مسیر نیست...
مقصد لذت بردن از قدمهاییست
که برمی‌داریم!
چایت را بنوش!
نگران فردا نباش!
از گندم زار من و تو
مشتی کاه می ماند برای بادها....
دیدگاه ها (۲۴)

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت پنجمکوک چند لحظه به خیابان خیره...

قسمت سوم: جلسه‌ی اضطراری برای خوشحال کردن توعصر، وقتی بالاخر...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

My lovely neighbor part : ۷۰

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۱۰ از ۱۰: «جایی که همه‌چیز شروع شد»پایان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط