عشق مافیایی1

عشق مافیایی1

#پارت1
سلام اسم من ماریا من عضو گروه مافیایی ضد گلوله هستم و بعدا دوست دختر جونگ کوک میشم
اعضای این گروه مافیایی:
رئیس مافیا یونگی
و فروشنده جونگ کوک
من مواد فروش گروه هستم
تهیونگ هکر گروه
جیمین محافظ گروه
سویون:مافیای ساده
(میدونم خیلی بد شده )

یونگی : بچها امروز یه پروژه خیلی خوب داریم
ماریا مواد هارو آماده کن . جیمین مراقب ماریا باش. جونگ کوک تو مذاکره کن و مواد هارو با بیشترین قیمت ممکن بفروش قبول نکرد بکشش
تهیونگ تو مراقب باش و دوربین های منطقه قرار هک کن .
ماریا: مواد هارو آماده کردم قرارمون توی پارتی بود (پارتی پوشش پروژه اس ) لباس مناسب پارتی پوشیدم و کمی میکاپ کردم بقیه پسرا و سویون آماده شده بودن و اسلحه هاشونو برداشتن . رسیدیم اونجا نشستیم و با طرف قرارداد حرف زدیم ولی یک دفعه آدمای طرف قرار داد به ما حمله کردن ما اسلحه هامون رو در آوردیم و شروع به دفاع کردن کردیم
جیمین:با اینکه جمعیت شون زیاد بود ترتیبشون دادیم و اون مرتیکه ........ کشتم و اومدیم
جونگ کوک: داشتیم میرفتیم ماریا دیدم بازوش خونی بود
ماریا : جونگ کوک بهم گفت که تیر خوردم ولی من دردی احساس نمیکردم وقتی بهم گفت دستم شروع به سوزش کرد یک دفعه صدای آژیر پلیس اومد
نامجون ،جین و جی هوپ معروف ترین پلیسای کره مارو محاصره کرده بودن ولی ما اینقد حرفه ای بودیم که فرار کردیم😎. دستم خیلی درد میکرد رفتیم ویلا مون و نشستیم . جونگ کوک خیلی نگران اومد سمتم و تیر از دستم کشید بیرون . خیلی درد داشت ولی بخواطر اعضای گروه مافیا که خیلی دوصشون داشتم وانمود کردم دستم درد نمیکنه
جونگ کوک: معلوم بود ماریا خیلی درد می‌کشه و اذیت میشه ولی بروز نمیده . شب شده بود هر کاری کردم خوابم نگرفت همش به این فکر میکردم چرا همش به ماریا فکر میکنم و نگرانش هستم . دلیلش رو نمیدونستم بزور گرفتم خوابیدم . صبح که بیدار شدم دیدم ماریا و سویون صبحانه چیدن نمیدونم چرا عصبی شدم و سر سویون داد زدم و گفتم چرا از ماریا کار کشیدی
تهیونگ :دیدم صدای جونگ کوک میاد و داشت سویون اذیت میکرد دیدم سویون اومد بغلم و شروع کرد به گریه کردن . رفتم پایین و با جونگ کوک دعوام شد . اون به چه حقی د.و.س.ت د.خ.ت.ر منو سرزنش کرده بود
یونگی : باصدای دعوای تهیونگ و جونگ کوک از خواب بیدار شدم رفتم پایین ............
ببخشید پارت اول جالب نشد و خیلی و کم بود
راستی میشه برای فن فیک اسم بگدارین هرکی اسم بگذاره لایک و فالو میشه
دیدگاه ها (۰)

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

پارت ۲ | میز دردسرسازصبح روز بعد، تهیونگ دقیقاً ساعت ۷:۵۹ وا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

پارت ۴۲

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت ۲۱

#میکاپ_آرتیست_من

{مافیایی برای من}پارت:۸ویو صبح:تهیونگ ویو:اه چقدر دلم درد می...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط