پارت پنجم

پارت پنجم

پارت پنجم

تهیونگ منتظر تا نامجون واسش اصلاعات بفرستم

چند مین بعد

نامجون اصلاعات فرستاد


تهیونگ: خوب برم بخونم ببینم قرار کی به قتل برسونم

تهیونگ بعد از خوندن اطلاعات


تهیونگ: باورم نمیشه مطمئنم این قراره آسون ترین قتلی باشه که انجام داده زودی تموم میشه میتونم استراحت کنم


الانم بهتره برم بخوابم تا بتونم فردا کارم شروع کنم ..........


فردا

تهیونگ بعد از اینکه کاراش کرد به سمت کافه ای که جونگکوک توش بود حرکت کرد تا بتونه از این طریق آدرس خونه جونگکوک پیدا کنه



تهیونگ به کافه رسید و وارد کافه شد

با چشماش دنبال جونگکوک میگشت ولی وقتی به ساعت نگاه کرد فهمید هنوز خیلی زوده و باید منتظر بمونه


برای همین یه قهوه سفارش داد و توی کافه نشست


چند مین بعد ...........
دیدگاه ها (۱۲)

pشب...اعضا دور میز جمع شده بودند.سکوت بود.جونگکوک به عکس‌های...

شاگرد لوس من

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:18(ویو یونسو)[فلش بگ به فردا ...

part 60عصر//یونگی« پیام دادن وسایل رو آوردن»جین« به بادیگارد...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖اِریا چند ثانیه به عکس خیره موند.ـ «ای...

شروع فصل دوم..

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۸ | یه حرف مهمبعد از مسابقه...آرا هنوز از خوشحالی لبخن...

چند پارتی تهیونگ

part : 1Let's go 🤗شروع .ا.ت : امروز تهیونگ بعم زنگ زد و گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط