{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشستی یه کم آروم شی، چشاتو بستی .. 🧘‍♂️😂

نشستی یه کم آروم شی، چشاتو بستی .. 🧘‍♂️😂

ولی بالای سرت:
😇 «آرامش داشته باش...»
😈 «ای بابا، باز شروع کرد!»

آخرشم یکی‌شون گفت:
«دیدی گفتم؟!» 😂⚡

بعضیا حتی فرشته بدشونم زیادی رو فرم‌ان! 🤣
#برق #فان #خنده #مدیتیشن #استودیو #فرشته #تاریکی #تیکه_خاص
دیدگاه ها (۰)

وقتی...(پارت دوم)

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

قلب من رو با این بی توجه‌ایت به درد نیار...گرمای دستای بزرگش...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.61(روایت از زبان ا.ت)بع...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

وقتی مریض بودی ولی ..

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

«رایحه پنهان»کوله‌پشتیش رو از روی شونه‌هاش پایین آورد و گوشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط