p17

p17💕

p17💕

هرروز و هرروز با تو و داداشات بازی میکردیم
من دوست داشتم و تو هم عاشقم شدی مثل مامان باباهامون ولی خب کوک همیشه دعوامون میکرد
امیدوارم یه روز مثل الان با هم شادی کنیم و ازدواج کنیم و چند تا بچه ی خوشگل مثل تو داشته باشیم خیلی دوست دارم
میدونم که حالا حالا ها نمی‌فهمی این گردنبند تو خالیه ولی وقتی فهمیدی و این نامرو خوندی
خواستم بدونی که یه دستبند قرمز مثل اینی که توی گردنبنده توی دست منم هست روی دستبند من حرف اول اسم تو و روی دستبند تو حرف اول اسم من هک شده دستبند قرمز نماد خوشبختیه و این یعنی امیدوارم یه روز در کنار هم خوشبخت باشیم من این دستبند رو همیشه تو دستم نگه میدارم پس علاوه بر گردنبند میتونی با دستبند هم پیدام کنی
دوست دار تو پارک جیمین
ات. چ.. چی*گریه
ات. جی.. جیمین*گریه
ات. من نمی‌فهمم
ات. من دوتا داداش دارم... و ع.. عشق بچگیم شوهرمه؟امکان ندارم*گریه
نامجون. او مای گاد
یونگی. الان نباید بگی گاد باید بگی فاک
فلیکس. الان... چیکار کنیم
ات. نمیدونم*گریه
هوپی. ات بهتره الان بهش فک نکنی به هیچ عنوان ... ساعت داره پنج میشه یکم استراحت کن فردا فک میکنیم کل روز وقت هست
ات. نمیتونم*گریه
هوپی پاشد رفت توی آمپول آرامش‌بخش و خواب آور ریخت و به فلیکس علامت داد که ات رو بغل کنه تا ات هوپی رو نبینه
فلیکس هم سر ات رو توی بغلش میگیره و هوپی ازین فرصت استفاده می‌کنه و سریع آمپول رو وارد رگ جلوی آرنج ات می‌کنه و دستشو میگیره تا سوزن نشکنه و سریع مواد توشو تزریق می‌کنه و آمپول رو در میاره بعدم جای سوزن رو با انگشت شصت میگیره تا خون نیاد چند دقیقه بعد هم ول می‌کنه می‌ره آمپول رو میندازه سطل و میاد
فلیکس هم ات رو که بیهوش شده دراز می‌کنه و پتو رو روش میندازه
فلیکس. فردا رو چیکار کنیم
نامجون. اون چیزای ارزش مندی که چندین ساله فراموش کرده رو فهمیده قطعا دچار ضربه ی روحی میشه
هوپی. کاری از دستمون برنمیاد نمی‌تونیم خاطراتشو پاک کنیم پس باید باهاش کنار بیاییم هرکاری هم که بکنه فقط باید نگاه کنیم نمیتونیم جلوی گریشو بگیریم چون مسئله ی مهمیه
جین. فقط باید ببینیم چی میشه
هوپی. من امشب حواسم بهش هست
فلیکس. نه تو خسته ای من فکرم درگیر شده بدجور ... اصلا خوابم نمیاد بعدام من کنارش خوابیدم ... تا صب بیدارم چکش میکنم اگه خوابمم ببره بغل دستمه چیزی شه حس میکنم
هوپی. باشه
فلیکس. ولی فردا کل حواست بهش باشه چون بدنش ضعیفه ... وقتی پیداش کردم داغون بود خیلی ضعیفه چیزیش نشه
هوپی. اوکی
چراغ خاموش کردن خوابیدن
فردا صبح
دیدگاه ها (۲)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p32فلیکس : نه. فقط دارم ...

دینگ یوشی کنفرانس مطبوعاتی سریال راز نانیانگ 💙💙پیشی کوچولو ف...

پارت چهار سونیا: میدونستی نامجون مافیا هست( پوز خند)یوری: چ....

BTS Reaction اداستان:تو عضو هشتم BTS هستی و بعد از یه دعوای ...

dark life = 33

ادامه‌ی پارت ۱۷ (بازی واکس)نیمه‌های شب بود. سکوت راهروی سنگی...

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده روی تخت خواب بودین که...

پارت ۵۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط