{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌹 مادر شهید آرمان علی‌وردی می‌گه:

🌹 مادر شهید آرمان علی‌وردی می‌گه:
«با میلگرد زدن توی سرش، نسوختم…
با پا زدن توی صورتش، نسوختم…
انگشترشو توی دستش شکستن، نسوختم…
با ناخن‌گیر پوست تنش رو کندن، نسوختم…»

🍂 بعد مکث می‌کنه…
و با صدایی لرزان می‌گه:
«می‌دونی کجا سوختم؟» 🕯

🎞 اگر دلش رو نداری کلیپ رو نبین...
#شهید_آرمان_علی_وردی
#امان_از_دل_زینب😭💔🥀
دیدگاه ها (۱۵)

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پارت 3۷صدایِ چفت شدنِ قفلِ درِ ورودی، آخرین امیدِ رزا رو با ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

۳ پارتی

پارت دوم رمانم حمایت کنین لطفا جینگولیا

dark life = 30

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️جنا زیر لب گفت:«اون داره میاد پایین.»ریگیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط