عزیزم

عزیزم . .

عزیزم . .
عزیزِ جانم؛
عزیزتر از جانم!
برایت گفته ‌بودم چند شبی‌ می‌شود که
جیرجیرک ها راه خانه‌ی ما را بلد شده‌اند؟!
گفته‌ بودم این شب‌ها چقدر فرق می‌کنند
با شب‌های قبل؟
گفته ‌بودم دارم در حال و هوای دیگری به تو فکر می‌کنم و جور دیگری دلم برایت تنگ می‌شود؟!
فکرش را بکن ؛ تلفیق دلتنگی‌ام برای تو با آواز شبانه‌ی جیرجیرک ها و تابش ماه و درخشش ستاره‌ها چقدر می‌تواند جذاب باشد!
نیستی که ببینی ؛ نیستی که بشنوی ، نیستی!
تو ندیده‌ای جیرجیرک ها روزها کجا می‌روند؟

⁰⁰:⁴⁸
²⁵اسفند ماه ¹⁴⁰⁰

- آنکه دردی به دلش نیست کجا می‌فهمد؟
شبِ پُر دغدغه ی عاشق بی فردا را!•
شبخوش!
#no_copy🚫
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

پارت ۱۳

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

### پارت دوم: سایه‌یِ آرامِ شب و رازهایِ کوچکهوا دیگه کاملاً...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

صبح روز بعد، ا/ت دوباره به دفتر امور بین‌الملل دانشگاه رفت.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط