خوبم  کندن پوست لبم

‏خوبم ( کندنِ پوست لبم )

‏خوبم ( کندنِ پوست لبم )
خوبم ( بیخوابی )
خوبم (حس ناکافی‌بودن )
خوبم ( لرزشِ دست )
خوبم ( تپشِ قلب )
خوبم ( تنگیِ نفس )
خوبم ( تکون دادنِ پا )
خوبم ( Overthinking )
خوبم ( کابوس )
خوبم ( فـ‌حـ‌ش کش کردنِ زمین و زمان )
خوبم!
دیدگاه ها (۲)

صدای موسیقی توی گوشم می‌پیچید.نگاه‌های کنجکاوِ مهمون‌ها کلاف...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

خاطرات ناتمامPart5"Taehyung"به تاج تخت تکیه زدم و سرمو بین د...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

{محکوم به لمس } part ۲۶ 杂交种آرو وقتی سکوتش را دید لجباز و یه...

مافیای من

پارت ۱

زیبای کوچک فریبکار

پارت۱۰انگشت‌هایِ ایزوکو خیلی آرام، مثل پر، روی پوستِ زبر و د...

**پارت ۳۱**لوله‌ی سرد و سنگینِ اسلحه روی پوستِ حساسِ شقیقه‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط