شبی پرسیدمش بابی قراری

شبی پرسیدمش بابی قراری ...

شبی پرسیدمش بابی قراری ...
به غیر از من کسی را دوست داری ؟
به چشمش اشك شد از شرمساری
میان گریه هایش گفت اری ....
💔💔💔💔💔
دیدگاه ها (۰)

‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ 🍚 — ᷆ ؁̈̇ـبی پر؁ـیــٍدمش با بی ܧـراری ،...

و شاید سرنوشتش این بود که این‌گونه بمیرد. آری، سرنوشت این بو...

{محکوم به لمس } part ۲ 杂交种پسر سیزده ساله کوچیک با گریه دست ...

اتاقی که وجود نداشت (پارت آخر)صبح با سکوت عجیبی آغاز شد.نور ...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

......پارت هفتم......

# قولی_که_شکست ### پارت ۲ مادرش آهسته پرسید:= مگه تهیونگ شوا...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : ۲ » ( عسلا دکتر کیم سوکجین هست ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط