{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیش و مات

کیش و مات
پارت 5
ارسلان : رفت، پیشم نموند 😭😭
مامان : گریه نکن قربونت برم چی شده تعریف کن
ارسلان : ماماننننن 😭😭
مامان : دورت بگردم حداقل تعریف کن جی شده‌
ارسلان : مامان ازم نپرس، فقط بزار خالی بشم 😭😭😭😭
بعد یه ساعت از پیش مامانم رفتم خونه خودم دیدم رضا هم هم مثل من چشاش قرمز شده‌ از بس گریه کرده
ارسلان : چی شده‌
رضا : ارسلان تو رو خدا سر به سرم نزار همچین میگی انگار نمیدونی جرا گریه کردم
(نکته : ارسلان و رضا با هم زندگی میکنن)
محراب : (با داد) ارسلاااان، رضااااا کجایبد
ارسلان : تا صدای محراب و شنيديم با ترس دویدیم سمتش چی شده؟
رضا : دِ بنال نصف جون شدم

بگید چطور بود
دیدگاه ها (۲۴)

کیش و ماتپارت 9مهشادرفتم بخوام حاظر بشم مونده بودم چی بپوشم ...

کیش و مات پارت 6رضا : دِ بنال چی شدهمحراب : دیانا با طاها و ...

کیش و ماتپارت 2دیانانقشه از این قراره من با طاها رل میزنم ول...

کیش و ماتپارت 20رضا دیدم ستایش اونجا خوابیده و داره از سرس خ...

رمان رز زخمی🍷پارت ۲۴مامان ارسلان: دستت درد نکنه مادر انشاالل...

💦رمان زمستان💦 پارت 44

#زیباترین_عشق#پارت_7۸دیانا _وقتی ارسلان رفت تیکه از وجودم کن...

کیش و ماتپارت 3دیانایا ابولفضل چی شده چرا گریه میکنی؟ستایش :...

کیش و ماتپارت 19ستایشدیدیم دیانا و ارسلان دارن همو میبوسنستا...

حقیقت پنهان🌱part 93ارسلان: داداش کی(چه کسی) رفت اصن راحب چی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط