چند شاتی از جونگکوک

چند شاتی از جونگکوک...

چند شاتی از جونگکوک...

.part ³.
بالرینی در شب.


ماه ها گذشت، دختر قوی تر شد، ماهر و حرفه ای تر.حرکاتش دقیق بود پاهاش با ظرافت بر روی پارکت های براق سالن تمرین برخورد میکرد‌.

بعد اتمام تمرین سمت خروجی قدم گذاشت، ناگهان گوشه چشمش به پاکتی نازک روی میز برخورد، برق کنجکاوی در چشماش زد.

دستش رو دراز کرد و پاکت رو برداشت، بازش کرد، نامه بود!

جمله ای کوتاه نوشته شده بود:
"" بعد تمرین بیا همون جایی که یه بار توی زمستون باهم رفتیم.
جئون جونگکوک""

لبخند ریزی بر لباش نشست، لباسش رو عوض کرد و با رها کردن موهای خرمایی صافش از سالن نمایش خارج شد.



چیزی که میدید باور نکرد، مثل رویا بود، دشتی بود پر از گل های زیبا و رنگارنگ، آسمانی به رنگ صورتی و آبی که چشمانش را برق مینداخت. ناخودآگاه لبخندی پهن گوشه های لبش نقش بست.
ناگهان صدایی از پشت زیر گوشش زمزمه شد.

جونگکوک: چطوره؟

با بهت برگشت سمتش، با چشمای گرد شده پرسید : اینجا....کی انقدر زیبا شد!

جونگکوک شانه ای بالا انداخت: وقتی ما اومدیم زمستون بود، اینجا تابستون همینقدر زیبا دیده میشه.

رونیکا لبخندی زد و سری تکون داد: زیباست!.....اما میخواستی چیزی بهم بگی...؟!

جونگکوک سری به نشانه تأیید تکانید: آره.

دستای گرم دختر رو لای انگشت های کشیده اش قفل کرد و بدون توجه به گونه های سرخ شده دختر و نگاه پر از سوالش حرفش رو شروع کرد.

جونگکوک: وفتی اولین بار تورو توی تاریکی شب درحال رقص باله دیدم قلبم ناگهان تپشی گرفت که به خودم شک کردم، کافی بود که صورتت زیر نور ماه دیده بشه که قلبم رو دزدید...میدونم یهویی ئه اما.....

دستش رو دراز کرد درست مثل اولین شبی که دیدتش همان لبخند گرم و اطمینان بخش.

جونگکوک: اگه دستم رو بگیری تا آخرش باهات قدم برمیدارم..بدون تردید و با عشق.

دختر با چشمای ستاره ای بهش خیره ماند، لبخندی زد و دستش رو گذاشت داخل دستای گرم و با محبت جونگکوک.

رونیکا: تا آخرش.
جونگکوک: تا آخرش.

the and...

خوشحال میشم نظراتتون رو بخونم.
دیدگاه ها (۴)

Why Did I Fall in Love with You?P³¹ | My Precious GirlView: ...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_17 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄دوش...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p83از راهروی اصلی که گذشتن، جیمین مسیرش ...

سناریو جونگکوک

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 54پاهاش رو بهم نزدیک...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۶**آنچه گذشت؛در اولین تمرین، وقتی دامی...

👑 پارت هشتم | تمرینِ رقصصدای ویولن در سالن تمرین می‌پیچید.لی...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part حلقه رو از توی جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط