تهیونگ یه بار توی اردوی مدرسه یه بچه از یه مدرسه‌ی دیگ

*تهیونگ: یه بار توی اردوی مدرسه، یه بچه از یه مدرسه‌ی دیگ

*تهیونگ: یه بار توی اردوی مدرسه، یه بچه از یه مدرسه‌ی دیگه اونجا بود... یعنی مدرسه‌ی ما هم برای اردو رفته بود همون جایی که اونا بودن.
جین: بعدش باهاش دعوا کردی، مگه نه؟
تهیونگ: نه.
جیمین: رفتی قرار آشناییِ کورکورانه؟
جونگکوک: آخرش با هم دوست شدین؟
تهیونگ: من رفته بودم قرار آشناییِ کورکورانه.
جونگکوک: چند سالت بود؟ چند سالت بود؟
تهیونگ: ابتدایی، فکر کنم کلاس چهارم بودم؟ خبب... تقریباً همون موقع‌ها.
دیدگاه ها (۱)

پارت چهارم ۱۴ سال بعد راوی: الان چهارده سال از زمانی که جونگ...

داخل کلاس ما یه اکیپی هست که همیشه به بقیه زور میگن و من خاک...

🖤 «پشت نیمکت آخر» — پارت ۱صبح دوشنبه، حیاط مدرسه مثل همیشه ش...

چند پارتی بازی ممنوع

وقتی باهم دعوا میکنید ولی...(پایانی)هرروز با همین روال میگذش...

پارت ۳۰ — «آخرین نقشه»صبح روز بعد، رها وارد پذیرایی شد و دید...

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

Do I love him, or do I hate him?THE END ♡چند سال بعد...صدای ...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط