*تهیونگ: یه بار توی اردوی مدرسه، یه بچه از یه مدرسهی دیگ
*تهیونگ: یه بار توی اردوی مدرسه، یه بچه از یه مدرسهی دیگه اونجا بود... یعنی مدرسهی ما هم برای اردو رفته بود همون جایی که اونا بودن.
جین: بعدش باهاش دعوا کردی، مگه نه؟
تهیونگ: نه.
جیمین: رفتی قرار آشناییِ کورکورانه؟
جونگکوک: آخرش با هم دوست شدین؟
تهیونگ: من رفته بودم قرار آشناییِ کورکورانه.
جونگکوک: چند سالت بود؟ چند سالت بود؟
تهیونگ: ابتدایی، فکر کنم کلاس چهارم بودم؟ خبب... تقریباً همون موقعها.
جین: بعدش باهاش دعوا کردی، مگه نه؟
تهیونگ: نه.
جیمین: رفتی قرار آشناییِ کورکورانه؟
جونگکوک: آخرش با هم دوست شدین؟
تهیونگ: من رفته بودم قرار آشناییِ کورکورانه.
جونگکوک: چند سالت بود؟ چند سالت بود؟
تهیونگ: ابتدایی، فکر کنم کلاس چهارم بودم؟ خبب... تقریباً همون موقعها.
- ۳۰۶
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط