{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگِ تو بودن را دوست دارم

دلتنگِ تو بودن را دوست دارم
این حسِ غریبِ خودآزار
زنده ام می دارد و دلخوش به این که هنوز دوستم داری....
روز به روز دلتنگی هایم را می شمارم
تقسیم شان می کنم
به خلوت خیابانی خاطره انگیز
زیر آن درختان رنگ رنگ نارنجی
آنجا که قلبم به جای پاهایم همراه عاشقانه هایت می آمد
و من سرخوشانه ،
پروانه وار
خورشید را در قلب آسمانِ گرفته ی پاییز دیدم
که خودش را به شَطّ باران و نور زده بود
بر ما می تابید و می بارید .....،،،!!
صدای تو،
صدای تو ..
و تپیدن قلب من
آنگاه که  عشق را زمزمه می کردی...؛
آرامش کنارت
به صرف نوشیدن جرعه ایی از قهوه ی چشمانت
با طعم شیرین دوست داشتن......
دلنوشته....
دیدگاه ها (۱)

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

امروز یه روز عادی نیست.

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

دختری که ملکه ی جهنم شد

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط