{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🧸⌝∂σи'т ωσяяу αвσυт мє ι'ℓℓ ʝυѕт вяєαтнє тσ ∂єαтн.⚆▽

🧸⌝∂σи'т ωσяяу αвσυт мє ι'ℓℓ ʝυѕт вяєαтнє тσ ∂єαтн.⚆▽
نگران من نباش
تا لحظه ي مرگم فقط نفس خواهم كشيد.↯⌀♰
دیدگاه ها (۴)

سناریو(درخواستی): وقتی پات می‌شکنه :نامجون : کنار تختت نشست...

فراتر از خویش

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²³چند دقیقه از ورودشان به اردوگاه گذ...

RESPECT OR DIE : پارت هفتم ساعت ۱۱:۴۰ شب نیلا برای چند لحظه ...

⚖️ وکیل من ⚖️پارت ۵ — جلسه‌ی اول دادگاه چند روز بعدصبح زود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط