{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون روز رو یادمه که خانم معلم پرسید هرکی از چی توی زمستون

اون روز رو یادمه که خانم معلم پرسید هرکی از چی توی زمستون خوشش میاد؟ همایون خله گفت از شیر سرد! لاله گفت از دماغ هویجی آدم برفی! آندره گفت از برف، یاسمن گفت از هیچیش، ناهید گفت از سرما خوردن، علی گفت از صدای برف، من گفتم از تعطیلی مدرسه به خاطر برف، تو گفتی از بوی پوست پرتغال سوخته روی بخاری وسط روز برفی! میدونستم تو یه چیزی میگی که شبیه بقیه نیست! تو فرق داشتی گلی...

-اینا رو برا چی داری میچینی وسط حیاط؟

+تو درسامون بود که ابرا از بخار شدن آب های روی زمین درست میشن، خب فکر کردم اینجوری آب ها بخار میشن, میشن ابر! بعدش برف میاد، بعد مدرسه تعطیل میشه، بعد ما میایم کوچه شما تا شب برف بازی میکنیم، میدونستم که تو بالاخره از پنجره یه نگاهی به کوچه میکنی...!
دیدگاه ها (۰)

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۴: «حسادت» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرونی: خیابون ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

پدر خوانده فصل دو

Like swan🦢#like_swan PT 18 ویو هویجی: خونه ی نامجون: شباومی ...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

توجه این پارت خلاصه کلی از داستان دلتنگ یک رفیق میباشد چون م...

ستاره دنباله دار پارت:۳۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط