من بلد نیستم  مثل عراقیا

من بلد نیستم ، مثل عراقیا

من بلد نیستم ، مثل عراقیا
بیام جلو ضریحت سرت داد بزنم !!
نهایتا تو هیئت زانوهامو بغل میگیرم
با بغض بهت میگم ؛
به زندگی بهم ریخته‌ی أم‌البنین ..
زندگیه مارو جمعش کن ابوفأضل ؛))
دیدگاه ها (۰)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 211♡⁠。⁠)بابا خن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۰پیرزن از جاش بلند ...

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

part 65تهیونگ« من خودمم هنوز که هنوزه تو شکم»جین« وایسا ببین...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟞 گر تو گناهِ من شوی ، توبه نمی‌کنم ز تو ،جامِ لبت ب...

free from the court (p5)

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط