{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب به یاد چشم هایت گریه کردم

دیشب به یاد چشم هایت گریه کردم
دیدم چو خالی بود جایت گریه کردم
شاید خدا این گونه میخواهد برایم
بستم لبم را از شکایت گریه کردم
در ذهن بیتابم چو حک شد نقش چشمت
من تا خدا تا بی نهایت گریه کردم 😭💔
دیدگاه ها (۰)

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین علیه السلام

P22ممکنه این پارت یکم 🔞 باشه پس اگه نمی تونید بخونید رد کنید...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

قسمت ۹(بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط