حواسم به موسیقی آرام صدایت پرت شد

💗🍃

💗🍃

👇🏾

حواسم به موسیقی آرام صدایت پرت شد .
به چشم های سیاه شاعرت ،
به خندیدنت ،
راه رفتنت ،
حواسم،
به دوست داشتنت پرت شد
آنقدر که نفهمیدم
از کجای راه با من غریبه شدی
تویی ،
که نزدیک ترین آشنای دورم بودی . . .


#آذین_قانع


꧁✿🌸ᴿིᴼིᵞིᴬི𝑯ི𝒆ི𝒚ི𝒓ི𝒂ི𝒏ི🌸✿꧂
دیدگاه ها (۰)

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

راز خون پارت هفتم

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

پارت ۳۹تهیونگ برای اولین بار کمی نرم‌تر جواب داد:ته: گفتم خ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

**پارت ۱۲**ساعتِ ۵ صبح، با صدای ضربات محکم و پی‌درپی به درِ ...

The Last Shadow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط