{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❗پست خطرناک برای مغزهای کوچک زنگ زده❗

☘️همه میدونن من چقد بچه دوست دارم،،
واسم فرقی نمیکنه بچه فامیل باشه یا غریبه!
با حدودا ۳۰ سال سن، خودمم بچه میشم و با اون بچه بازی میکنم!
شوخی میکنم
سربه سرش میذارم
و...
یه روز که داشتم با پسرخاله م که اونوقتا ۲ سالش بود، بازی میکردم و سر به سرش میذاشتم، مامانم گفت:
,,میدونم بچه دوست داری ولی سعی کن زیاد سربه سرشون نذاری، نترسونیشون، مبادا خدایی ناکرده اون بچه با اون شوخی و ترسوندن تو، سکته کنه یا شاید خدا اون لحظه مامور مرگ رو فرستاده باشه سراغ اون بچه و تویی که باهاش شوخی و بازی میکنی، یا حتی ممکنه اون بچه بیمار باشه و تو ندونی و با شوخی،تو بشی مسبب فوت اون بچه، ما از کار خدا خبر نداریم، اونوقت شرمندگیش میمونه واسه ما و خانواده بچه هم ناراحت میشن!,,
نمیدونم توی این دوره زمونه ، که هیچکسی اونقد عالم نیست،چطور یه عده خودشونو عالم به هر چیزی میدونه؟
نمیدونم آیا این جماعت عالم و دانا و آگاه ، اندازه مادر من، فهمیده هستن که بچه مردم رو نترسونن؟
نمیدونم این جماعت عالم و دانا و آگاه، میدونن کسی ممکنه بیمار باشه و میترسوننش؟
به ولله که نادان تر از این جماعت مثلا عالم وجود نداره!!☘️

❤️پ.ن:لباس من بیانگر شغل منه نه میزان شعور و فهم من... تویی که پزشکی و لباس سفید میپوشی،دلیل بر این نیست که به همه چیز آگاهی...تویی که لباس روحانیت به تن داری، دلیل نیست بر این که بر همه چیز آگاهی...شما و سایر شغل ها لباسشون بیانگر شغلتونه نه شعور و فهمتون...پس چطور به خودتون اجازه میدید در همه کاری دخالت کنین و صاحب افکار پوسیده باشید؟....مغز های کوچک زنگ زده شما، حتی به وجود خدا و اذن خدا و توانایی خدا شک داره....مغز درگیرم بنویس ❤️

📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#نوشته
#دلنوشته
دیدگاه ها (۱۸)

گاهی آدم آن‌قدر درگیر ساختن زندگی می‌شه که یادش می‌ره خودش ه...

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

پارت هشتم کوک. رفتم شرکت خودم که جیمین و تهیونگ هم آنجا بودن...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

سناریو دازای

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

Multi-Part: 7When you were pregnant, you went to the gym wit...

KIM V

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط