{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات

جمعه؛
گاهی شبیهِ دفترچه‌ی خاطراتی‌ست که هر بار، گوشه‌ای لم می‌دهی و ورقش می‌زنی.
و چه می‌چسبد مرورِ خاطراتِ کودکی و آخرِ هفته‌هایی که در سهل انگاریِ کودکانه گذشت!
کودکی‌هایی که در هوایِ نابِ خانه‌ی پدری سپری شد،
و شیطنت‌هایی که در دلِ کوچه‌هایِ خاکی و پر از خاطره، جا ماند.
جمعه دلگیر نیست!
باید به روزهایِ خوبِ رسیده و نرسیده فکر کرد،
باید خاطراتِ شیرینِ گذشته را ورق زد.
باید ساده گرفت،
باید بی‌خیال بود..
دیدگاه ها (۰)

روز جهانی کودکی پرپر شده ...🖤 ۴۳۶ کودک...۴۳۶ جانِ کوچک،۴۳۶ آ...

سناریو مایکی { جنگل چشمات} + خانم ازتون خواهش میکنم. من مسئو...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۴(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان:۴:۵۲)**با...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط