پارت۷

#پارت۷

#پارت۷
تهیونگ: اها...... اوممممم نونا.... اول خودت بگو( خنده ضایع)
ات: من جوابم مثبته اما....
تهیونگ: نونا منم قبول میکنم
ات: تهیونگ.... من یه فکر دیگه دارم
تهیونگ: هوم؟؟؟
ات: من قراره از چند نفر انتقام بگیرم برای همین میخوام به باند پدرم ملحق بشم
تهیونگ: نونا من نمیدونم تو ذهنت چیا هست فقط عاقلانه تصمیم بگیر......
*چند سال بعد*
Y/n:
بلاخره چیزی که میخواستم شد.
الان دیگه من رییس این باند شدم و حالا باید نقشه ای که چند سال پیش اماده کرده بودم رو عملی کنم.
خب اولین قدم.....
گروگان گرفتن رییس مافیا ی دشمنه
که واسم مثل اب خوردنه.
*چند ساعت بعد*
کانگ: چی میخوای ازم؟
کانگ در حالی که روی صندلی با زنجیر بسته شده بود این حرفو گفت.
ات: خب.... الان دیگه وقتشه هم تو به خواستت برسی و هم من
کانگ: برو سر اصل مطلب
ات: .........
#repost #new_post #jungkook #bts #namjoon #jimin #j_hope #suga #taehyung #jk #jin #bunny #namkook #taekook #jikook #explore #جونگکوک #بی_تی_اس #جیمین #تهیونگ #جین #نامجون #تهکوک #نامکوک #شوگا #جیهوپ #پست_جدید #ریلیز @jin.hoo_18
دیدگاه ها (۰)

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 ⊹˚₊𐙚 ویو تهیونگ | شرکت، ساعت ۶ عصر...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۹ | سلیطه درون آ...

#سناریو #درخواستیوقتی فکر میکنن داشتی بهشون خیانت میکردی ولی...

#پارت۲۴داشتم موهاشو ماساژ میدادم که یه دفه چشاشو باز کردو لب...

قدرت یا عشق

نوشیدن خون قرمز

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 25تهیونگ هنوز به صفحه‌ی خاموش گوش...

تک پارتی تهیونگرییس منات ویووارد کافه شدم و دوباره با چهره ی...

p12

رمان مافیایی جونگ کوک :ات میخوای اگه حالت خوب نیست بریم ؟با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط