ابتهاج در توصیف این شعر میگوید دختری با موهای بلندی بود

ابتهاج در توصیف این شعر میگوید: دختری با موهای بلندی بود

ابتهاج در توصیف این شعر میگوید: دختری با موهای بلندی بود موهایی بسیار زیبا که دختر به آنها معروف بود، من هیچ وقت او را ندیدم ولیکن به من گفتند باید او را بشناسی... در میانه سال و در یکی از روزها دختر در خیابانی گم میشود و بعد از ماه ها خبر از فوت او میدهند و میگویند فلان جا خاک شده است گویا جوانی که نامزد و عاشق این دختر بود خبردار میشود و شبانه دست به نبش قبر دختر مورد علاقه خود میزند.... وقتی به میانه خاک میرسد چیزی جز همان موهای زیبا و بلند نمی یابد.... و این الهام بخش شروع این شعر بود :

او را ز گیسوان بلندش شناختند
ای خاک این همان تن پاک است ؟
انسان همین خلاصه خاک است ؟
وقتی که شانه می زد
انبوه گیسوان بلندش را
تا دوردست آینه می راند
اندیشه خیال پسندش را
او با سلام صبح
خندان گلی ز آینه می چید
دستی به گیسوانش می برد
شب را کنار می زد
خورشید را در آینه می دید
اندیشه بر آمدن روز
بارانی از ستاره فرو می ریخت
در آسمان چشم
جوانش
آنگاه آن تبسم شیرین
در می گشود بر رخ آینه
از باغ آفتابی جانش
دزدان کور آینه افوس
آن چشم مهربان را
از آستان صبح ربودند
آه ای بهار سوخته
خاکستر جوانی
تصویر پر کشیده آیینه تهی
با یاد گیسوان بلندت
آیینه در غبار سحر آه میکشد
مرغان باغ بیهوده خواندند
هنگام گل نبود

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۴)

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

هوا کم‌کم رو به تاریکی می‌رفت و نور نارنجی غروب از پنجره‌های...

جنگل نفرین شده پارت ۲

بر سر تربت ما چون گذری...

{محکوم به لمس } part ۱۴ 杂交种 هوای دلپذیر صبح آمیخته به بوی ش...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. کشتی نگاهش،...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

Borrowed LifePART 1ساعت ۷:۳۰ صبح...-+خاموش شوووو... 😩لینا دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط