یار من امشب مریض است و دوا می‌خواهد

یارِ من امشب مریض است و دوا می‌خواهد

یارِ من امشب مریض است و دوا می‌خواهد
غیرِ آغوشم همه داروفروشان بسته اند...!

💫نه هراس از آتشِ دوزخ، نه اخراج از بهشت
آخرش هم آدمی را هيچ چيز آدم نكرد💫


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

این بار، شروعی تازه با آدمی جدید… ❤️‍🩹اما من دیگه اون آدم سا...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 2#لینو #فیکشنسه روز بعد ـ عمارت لیل...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 ⊹˚₊𐙚 ویو تهیونگ | شرکت، ساعت ۶ عصر...

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

🖤 مافیای منقسمت چهاردهم | دو چهرهصبح شرکت مثل همیشه شلوغ بود...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط