نمیتونم بهت بگم چقدر دلم برات تنگ شده اما چیکار میتونم ب

نمیتونم بهت بگم چقدر دلم برات تنگ شده، اما چیکار میتونم ب

نمیتونم بهت بگم چقدر دلم برات تنگ شده، اما چیکار میتونم بکنم؟
تو رفتی و من از این دور دورا به تماشای تو نشستم
این تنها کاریه که من میتونم انجام بدم، نگاه کردن تو و چیزی نگفتن
یعنی مجبورم چیزی نگم
وگرنه که به من بود
تا اخرین روز عمرم
به اندازه تموم این وقتایی که از دور نگاتم میکردم
بهت میگفتم:”دوست دارم....💔
دیدگاه ها (۱)

part¹¹ویو جونگکوک::وقتی به مقصد رسیدم ماشینم و پارک کردم و ر...

عشق منp۵۶کوک:میخواستی اون جونگهیون عوضی براش پدری کنه بگو ا‌...

free from the court (p10)

#تکپارتیموضوع:(وقتی سر یک موضوعی قهر کردیم ولی اون طاقت دعوا...

اجبار به بدبختی پارت ۶

برای خودت ارزش قائل شو! (کپشن)

(وقتی دو هفته میره تور جهانی و...)

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

لارا:من برم دیگهکوک:خجالتم خوب چیزیع ته: باور کن ت ......کوک...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط