نگاهی به چشم های غم بار مادرشهید کنید

نگاهی به چشم های غم بار #مادر_شهید کنید😔

نگاهی به چشم های غم بار #مادر_شهید کنید😔
نگاهی هم به #پدر_شهید که نفس خود را مرتب به بیرون میده تا
راحت تر نفس بکشه 😭
این است حکایت غم نبود چراغ خونه،یکی یدونه خونه و داداش مجیدی که قرار بود داماد بشه ...😭
.
#شهید_مجید_قربانخانی🕊❤️
#کلنا_فداک_یا_زینب_سلام_الله_علیها
#شهدای_مدافع_حرم
#یافت_آباد
دیدگاه ها (۱)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ بعد از مدتی، ماشین وارد شهر ش...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

برده عمارت جئون

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۲با قدم های شمرده و آروم ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁵درحال بررسی بمب بودم که یهو صدای دوی...

part 73 جیهوپ نشست پیش آلینا:« خسته شدی کوچولو؟»& اوهمجیهوپ ...

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 3ماشین مشکی جلوی عمارت بزرگ جونگکوک متوقف شدآ...

You are mine...³[ویو نیلا]چشم هام رو با تابش نور خورشید باز ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط