قرار ساعت پنج

قرار ساعت پنج

یه دستبند ناشناس…
یه پیام عجیب: «ساعت پنج، کافه سیمرغ بیا»
و پسری که چند دقیقه بعد انگار اصلاً اونجا نبوده… 👀
رها تا شب هنوز نفهمیده بود این دستبند رو چه کسی براش فرستاده. قبل از خواب فقط یه سؤال توی ذهنش موند: «یعنی کی اینو برام فرستاده؟»
و بعد… خوابش برد. 😂
اما ماجرای «قرار ساعت پنج» تازه شروع شده.
به نظرت سامان پشت این قضیه‌ست یا داستان پیچیده‌تر از این حرفاست؟ 👇🏻
#قرار_ساعت_پنج #سریال_اینستاگرامی #داستان_سریالی #داستان_معمایی #سریال_کوتاه #فیلم_کوتاه #ریلز_فارسی #ریلز_ایرانی #داستان_ایرانی #رها #سامان #کافه_سیمرغ #هوش_مصنوعی #فیلم_با_هوش_مصنوعی #داستان_ادامه_دارد #راز #معما
دیدگاه ها (۰)

پیامی که نباید می‌رسید پارت ۲ | ساختمان قدیمی چرا اسم...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 2 | بدبختی تازه!لوئیس بالاخره ب...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_36فصل شانزدهم |...

فاصله یک لبخند تا جنون

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 17انبار متروکه ـ ساعت ۹ شبمینهو هنو...

پارت هفدهمسبز یشمی زیر بارانصبح روز بعد، عمارت آلدرین برخلاف...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۳وقتی احساسات خطرناک می‌شوندصبح روز بعد،...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۵اسلاید ۲ رو ببین و تصور کندرهای ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 9.. با فکر به اینکه ...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط