{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتخاب من

پارت دهم
صبح"
هنوزم داشتم به اون روزنامه ای که تهیونگ بهم داده بود و حرفاش فکر میکردم روی تختم بودم نمیتونستم حرکت کنم به خودم پیچیده بودم دوباره و دوباره میومدن تو ذهنم
"فلش بک به دیشب"
ا.ت=تهیونگ مطمئنی که اینا درستن؟
تهیونگ=اره درستن اون دختر بخاطر عشق یک طرفش نسبت به جونگکوک از بالکن افتاد حتی کسی نتونست پیدا کنه که این خودکشی بوده یا قتل و کسی که اونروز با لیا حرف میزد جونگکوک الان دیگه مطمئنم لیا عاشق جونگکوکه که این براش خوب تموم نمیشه
ا.ت=...
تهیونگ گوشی جونگکوک رو باز کرد و نشونم داد تمام چت هاشونو خوندم
ا.ت=پس...پس...راننده اون ماشین جونگکوک بود؟
تهیونگ با حرکت سرش تایید کرد
(بچه ها یه نکته=تهیونگ از بچگی توسط پدرش کتک میخورد و الان هم همینطوره و چون تمام فرمان خونه دست جونگکوک و پدرشون هیچوقت جونگکوکو نزده تهیونگ یه مبتلا به یه بیماری روانی شده{ارمیا این یه فیکه و منظوری ندارم} که از برادرش حتی در زمانهایی که از تهیونگ در برابر پدرش محافظت میکنه متنفره پس میخواد اونو به دردسر بندازه و همه ی اینا دروغن که به ا.ت میگه و یه ماسکی رو تو کمد مدرسه جونگکوک قرار داده که قضیه داره)
بچه ها میشه حمایت کنین✨️🌹
دیدگاه ها (۰)

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

پارت: چهاررمان: رویای منا/ت: اوه من مشکلی باهاش ندارم هرکاری...

startخوب یکی که ایدی نداشتگذاشتمش پست قبلی یه ایده داده بود ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

فاصله یک لبخند تا جنون

سناریو مایکی پارت اخر

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط