و عشق آنقدرها هم که فکر می کردیم

و عشق آنقدرها هم که فکر می کردیم

و عشق آنقدرها هم که فکر می کردیم
عادلانه نبود
زن همسایه عاشق شد ،
پیراهن بلندتری دوخت ...
من عاشق شدم ،
گریه های بلند تری سر دادم ...
در عصر ما همه همیشه دیر می رسند
یکی به اتوبوس ،
یکی به قطار ،
یکی به یکی .

پناه قلبمـ
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴۳بعد از اتفاقات دیشب، چند روز گذشت.من و تهیونگ دوباره ...

جرئتی که حقیقت شدپارت ۴بازی ادامه پیدا کرد. چون دوستا فکر می...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۱۶

چند پارتی جیمین وقتی خیانت می‌کنه... جیمین هیچوقت به من خیان...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت هفتم | صدایی از گذشتهبرای چند ثانیه نتون...

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۰ پارتویو اتوقتی وارد سالن...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط