{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم،زمانی که از تو ناامی

زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم،زمانی که از تو ناامید شدم، به آدمهای دیگری امیدوار شدم. 
آن زمانها آرزویم تو بودی و اکنون آرزویم خودم هستم! 
آن روزها همه چیز به تو ختم میشد. چه روزهای غم انگیزی.
خوشحالم که آن روزها تمام شده است.
تو نیستی و من هنوز در امتدادِ خداحافظی‌ام.
و راضی‌ام.
از نبودنت و از بودنم! 
از اینکه تصمیم گرفتم برای بی تفاوتی تو تلاش نکنم.
از اینکه در نهایت تصمیم گرفتم خداحافظی را شروع کنم.
موفق نشده‌ام کامل خداحافظی کنم.
تصویرت هنوز همراهم هست.
نگاهی نافذ و گیرا! 
اما این فقط یک تصویر است. 
و من قبول کرده ام که تصویر تو هرگز شبیه به خودت نبوده و نخواهد بود.
تصویری که من از تو دارم، با حقیقتِ تو بسیار تفاوت دارد.
و شبی که پذیرفتم تو با تصویرت فرق داری شب عجیبی بود.
آن شب تنهاترین و بی پناه ترین آدمِ روی زمین بودم! 
آن شب فکر میکردم "میمیرم"! 
ایمان داشتم که دیگر نمیتوانم در دنیا دوام بیاورم.
به نظر میرسد قرار نیست بدونِ حضورِ تو بمیرم. 
فقط گاهی که دلم تنگ میشود به ستاره ها نگاه میکنم و برایت آرزوهای خوب میکنم و با خودم فکر میکنم که چقدر حتی بی تفاوتی‌ات را دوست داشتم! 
به خاطر تمام روزهایی که نبودی و ندیدی ممنونم و به خاطر بزرگترین درسی که به من دادی همیشه سپاس گزارت خواهم بود.
#جذاب
دیدگاه ها (۱)

#اونـ_مالـ_منهـPart20کوک:ته بغلم کرد و حواسش به زخمم هم بود ...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

خبب سلام به همگی😁چخبر؟ امروزتون چجوری گذشت؟ مدرسه خوب بود؟ (...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پارت ۲۰ چند روز از آن شب بارانی گذشته بود.رابطه‌ی من و تهیون...

Little Angelp1*سعی کردن ازدواج اجباری و برده رو جا بدم تو یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط