{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My vampire

My vampire
P²
ویو ا/ت
به سمت عمارت حرکت کردیم
بعد چند مین رسیدیم
ویو لارا
آروم در عمارت رو باز کردم
عمارت بزرگی بود
ویو ا/ت
از پله ها بالا رفتیم
لارا: این اتاق برا منه
ا/ت: اوهوم
اتاقش رنگ قرمز و سیاه بود
هرکدوممون رفتیم تو یه اتاق
و بعد چند مین اومدیم بیرون
ا/ت: لارا برو یچی درست کن
لارا: اوهوم
غذا خوردیم و به سمت اتاقمون رفتیم
ویو ا/ت
روی کاناپه دراز کشیدم
کم کم خوابم برد که با یه صدا بیدار شدم
...: اینجا جای خوبی برا خوابیدن نیست انسان کوچولو
آروم سرمو برگردوندم
دهنش خونی بود
از صورتش خون می‌چکید
چشماش قرمز بود ،خیلی ترسیده بودم
میخواستم فرار کنم که یه نفر دستمو گرفت
...: هی کجا میری ؟
ا/ت: لارااااااا (داد)
...: هیسسس انسان کوچولو
لارا: چیشده ا/ت
لارا در و میکوبید
ا/ت: ولم کن
بلخره از دستش فرار کردمو و در و باز کردم
ا/ت: لارااااا
فرار کنننننن
جونگ کوک: هی وایساااا
ا/ت: چرا اونوقت ؟
رفتم پشت کاناپه
که دیدم یکی دیگه که مثل اون بود اومد
داشتم گریه میکردم
جلو دهنمو گرفتم صدام در نیاد
جیمین: فک نکن ندیدمت
بیا بیرون
ا/ت: ....
جیمین: یا احمقی یا خودتو زدی به احمقی
بیا بیروننننننن (داد)
اومدم بیرون
جیمین: اممممم....انسان کوچولو اینجا چیکار میکنی ؟
ا/ت: .....
جیمین: هوییییییی با تو اممممم
ا/ت: برا جیمین زبون درآورد
بعدشم فرار کرد
ا/ت: لارا کدوم گوریییییی ؟
لارا: این منو گرفتهههههه ا/تتت
ا/ت: اومدمممم لاراااا
دیدگاه ها (۰)

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

Part:۲۰

رمان : قلب در تاریکی

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ Part...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p24ا.ت: باشه من باهاش مش...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

رمان : رفتار سرد

برادر ناتنی پارت 8ویو عمارت جیمین: جیمین از ماشین پیاده شد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط