فکر بیدارشدنت کنار من غر زدنت چسبیدنت به من چرا اتاقت

فکر بیدارشدنت کنار من، غر زدنت، چسبیدنت به من: چرا اتاقت

فکر بیدارشدنت کنار من، غر زدنت، چسبیدنت به من: چرا اتاقت پرده نداره؟
فکر تماشای تن تو، توی آفتاب صبح اردیبهشت. فکر صدات. فکر گرمای تنت.
دست از فکر برداشتن و در شب گم شدن.

"دیوانه مرد بدی بود، اما تو را خوب می‌خواست..."
دیدگاه ها (۵)

شبها، هرچقدر به درد خوابـ نمی‌خورد، در عوض وقتـ خوبی استـ بر...

فکر کنم سخت‌ترین قسمتِ رفتن از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه که ب...

dark life = ۳۷

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

کپشن💘🙃عروسک من😈🔞پارت هفتاد ...نشسته بودیم بعد از اون تاب و ک...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.31 (روایت از زبان ا.ت...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁶و من..انگار تشنه اون بوسـ‌ه بودم..تشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط