Afterglow
پارت چهارم — اولویت
بعد از تمرین، مربی گفت:
«پنجشنبه مسابقه داری.»
ا/ت حوله را روی شانهاش انداخت.
«میدونم.»
«جمعه هم پرواز داری.»
«اونم میدونم.»
«و شنبه عکاسی.»
«بله.»
مربی نگاهش کرد.
«یه روز هم فقط استراحت کن.»
ا/ت بطری آبش را بست.
«پیشنهاد خوبیه.»
«انجامش میدی؟»
«نه.»
مربی خندید.
«میدونستم.»
ا/ت کیفش را برداشت.
«من برای همین کارا پول میگیرم.»
ادامه دارد.....
پارت هدیه🥹💞💋
شرط نداره💘
برای پارتای بعد شرط دو پارت قبل و برسونید
لایک و کامنت فراموش نشه🥺💋
بعد از تمرین، مربی گفت:
«پنجشنبه مسابقه داری.»
ا/ت حوله را روی شانهاش انداخت.
«میدونم.»
«جمعه هم پرواز داری.»
«اونم میدونم.»
«و شنبه عکاسی.»
«بله.»
مربی نگاهش کرد.
«یه روز هم فقط استراحت کن.»
ا/ت بطری آبش را بست.
«پیشنهاد خوبیه.»
«انجامش میدی؟»
«نه.»
مربی خندید.
«میدونستم.»
ا/ت کیفش را برداشت.
«من برای همین کارا پول میگیرم.»
ادامه دارد.....
پارت هدیه🥹💞💋
شرط نداره💘
برای پارتای بعد شرط دو پارت قبل و برسونید
لایک و کامنت فراموش نشه🥺💋
- ۱.۲k
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط