hamrazm
۲۷
پسند
یک گوشه نشسته بود و زخمهای دلش را می شمرد و با خود می گفت
یک گوشه نشسته بود و زخمهای دلش را می شمرد و با خود می گفت کاش هرگز از غار بیرون نیامده بودم ، به هوای دیدن خورشید . کاش ....
#عشق
#سرانجام
#عاشقانه
#نافرجام
#حسرت
#عشق_نامعلوم
#اسیر
#شکستم
#🖤
دانلود
۵.۳k
۱۲ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (
۰
)
کاش اونی که تمام هوای دلمهصدامو بشنوه و بدونه چقدر دیدنجای خ...
موضوع : وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...
موضوع : وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...
📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...
عاشقانه های شبنم
نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟖 بعد از چند دقیقه پریدم توی حیاط، از جا ...
🌲🏔️📸 ۳ لوکیشن دیدنی و تماشایی مازندران! 😍🤩🌿✨📍🇮🇷🌳 مازندران فق...
فصل دوم : جمله ای جبران ناپذیر زنگ ورزش که خورد، همه با سروص...
هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_88سرشو آروم ماساژ دادم که چش...
رمان اسیر خان پارت نوزدهم ۱۹
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین