تهیونگی که وانمود کرد که سردش نیست ولی پاهاش داشتن می‌لرزیدن و استفی که ...

تهیونگی که وانمود کرد که سردش نیست، ولی پاهاش داشتن می‌لرزیدن و استفی که با دیدن این صحنه فوری اونو توی یه کت پیچید، یکی از کارکنان هم با یه کیسه آب گرم بدو بدو اومد اونو داد بهش و بعدم سر و کله یه ا

تهیونگی که وانمود کرد که سردش نیست، ولی پاهاش داشتن می‌لرزیدن و استفی که با دیدن این صحنه فوری اونو توی یه کت پیچید، یکی از کارکنان هم با یه کیسه آب گرم بدو بدو اومد اونو داد بهش و بعدم سر و کله یه استف دیگه پیدا شد که یه کیسه آب گرم هم گذاشت روی گردنِ ته‌ته! مرسی که حواستون به خرس کوچولوی ما هست😭💘



#تهیونگ
#خبر

@BTSForeverArmyForever7💜🪐 تلگرام
دیدگاه ها (۲)

مربی موتور سوار

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگل ... پارت ۱۷ ،(زبان راوی )در ق...

ادامه پارت ۳۳^_^

کپشن گلیا💗😌عروسک من😈🔞پارت پنجاه و پنج روی تخت نشستم اصلا دیگ...

(درخواستی)تهیونگ وقتی دعوا میکنیدسلام من ات هستم ۲ ساله با ش...

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

Why Did I Fall in Love with Her? | P¹⁹ 🖤ویو: عمارت کانگ ـ سا...

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

شاهکاری به نام دروغ

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط