به قدم چو آفتابم
‌‌
به قَدَم چو آفتابم،
به خرابه‌ها بتابم
بگریزم از عمارت،
سخن خراب گویم!

#مولانای_جان

‌‌روزتون پرشور🍂🪵


🌹჻ᭂ࿐🔴
دیدگاه ها (۴)

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁴ویو: جونگ‌کوکچند ساعت گذشته بود....

پارت ۲۳ — فاصلهچند هفته‌ی بعد، واقعاً کمتر همدیگر را دیدند.ی...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو میکا_____ساعت نزدیک...

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۲از زبان راویجنگل کم‌کم ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

«رایحه پنهان»موهاش هنوز به‌هم‌ریخته بود و از حالت خواب‌آلود ...

part : 19+ داری چیکار میکنی کورالین ؟* معذرت میخوام خانم ......

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿جفا از سر گرفتی یاد می‌دارنکردی آن چه...

👑 پارت اول | دعوت‌نامه‌ای از قصربوسان، ساعت شش عصر.صدای پیان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط