دلتنگی

دلتنگی

گاهی آدم آن‌قدر حرف برای نگفتن دارد که تبدیل می‌شود به اتاقی تاریک با هزار دیوار بی‌صدا. یک جایی از زندگی هست که نه می‌خواهی توضیح بدهی نه توانش را داری؛ فقط می‌نشینی گوشه‌ی خودت و می‌گذاری بغض‌ها آرام آرام از تهِ دلت بالا بیایند بی‌آن‌که جرئت کنی حتی یک قطره‌شان را رها کنی:)🥱️
دیدگاه ها (۰)

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

آرامش همیشه در شلوغیِ حرف‌ها نیست...گاهی در سکوتی پیدا می‌شو...

دل دیگه تنگ که بشهبغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو فقط...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_23فصل دوازدهم |...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

خاطراتِ معلق در نور

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p45درست...به سمت همون جایی که نینا پشت پر...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط