{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وایییییی بخدا نمی دونمممم چی بگممم

وایییییی بخدا نمی دونمممم چی بگممم
من هر دو ورژن رو دوست دارم ولی دومیییی یا خدااااااااا فقط اونجا که زبونش رو دراز کرد و تند تند می رقصید وایییی خداااااا
دیدگاه ها (۰)

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۴ یه روز عصر بارون شدید گرفت. کا...

𝖕𝖆𝖗𝖙8ساعت یازده بود.لیسا در کتابخانه بود. کتاب‌ها را مرتب می...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟑توی دنیای تاریکِ ذهن ات، یه ...

the lost leaves/رمان جیمین

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

*🐥 «نمی‌دونم داری چی می‌گی، ولی همین که می‌بینمت برام کافیه....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط