وایییییی بخدا نمی دونمممم چی بگممم

وایییییی بخدا نمی دونمممم چی بگممم

وایییییی بخدا نمی دونمممم چی بگممم
من هر دو ورژن رو دوست دارم ولی دومیییی یا خدااااااااا فقط اونجا که زبونش رو دراز کرد و تند تند می رقصید وایییی خداااااا
دیدگاه ها (۰)

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۴ یه روز عصر بارون شدید گرفت. کا...

عاشقانه های شبنم

the lost leaves/رمان جیمین

هم اتاقی من

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

*🐥 «نمی‌دونم داری چی می‌گی، ولی همین که می‌بینمت برام کافیه....

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

ایدل من#پارت_3روی تخت نشسته بودم و با پتو خودم رو پوشوندم. چ...

🍷🌹...................پارت۹...................🌹🍷~جیمین اسمت ر...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐مهمونی شلوغ‌تر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط