این تیکه از صحبت‌های مادر کیان هم مورد توجه قرار گرفته

این تیکه از صحبت‌های مادر کیان هم مورد توجه قرار گرفته

این تیکه از صحبت‌های مادر کیان هم مورد توجه قرار گرفته
عده ای میگن چطوری میدونسته ساعت 6 میخواد تیراندازی شروع بشه توی شهر

عده ای هم معتقدن منظورش اینه که "زودتر بریم تا درگیری‌ها شروع نشده"
قضاوت با مخاطبان
دیدگاه ها (۰)

عشقی حقیقی

پارت ۱ ویو ا.ت صدای همهمه ی صحبت ها در فضای عذاب آور خونه پی...

پارت ۸(وقتی یونا احساس کرد که انگار دست هاش و پاهاش بسته شدن...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۰۲ویو راوی مادر ...

لطفا به ویدیو توجه نکنید و برید کپشن

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

💗فقط یه دوست معمولی پارت پنجم بالاخره بعد از کلی خندیدن و مس...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۱‌فلش بک به صبح مهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط