جهنم من

جهنم من

جهنم من
پارت۲۴
ارسلان،دیانا م م مممرد


رضا،زر نزنننننن


ارسلان ،بخدا😭💔💔


رضا،یا خدااا



محراب،بلاخرههه


ارسلان،چیییی


محراب ،هچ هچی

ارسلان،ط خوشحالی ک دیانام همه کسم وجودم..... مرد😞💔😭😭



محراب،نن
زیر لب ، خیلییییی


ارسلان،فهمیدم زیر لب چی گفت هیچی نکفتم رفتم بيمارستان



اقا دکتر دکتررر


دکتر،اروم باش ارومممم


ارسلان،مگه میتونم😭


دکتر،اروم میدونم سخته تسلت میگم غمه اخرتون باشه


ارسلان،😭😭وایی الان ب خانوادش چی بگم


دکتر ،بیا سرد خونه ببین خانوم رحیمب رو


ارسلان،واییی الهی بمیرم منم میشه بلند شی دیانام نفسممممم


دکتر،داشت گریع میکرد میزد ب خودش بلد کردمش بردمش بیرون از دادم بهش



،،،،،

ارسلان،اروم شدم زنگ زدم ب متین

متین ،الو جونم

ارسلان،متین دیا دی دیانا

متین،بگوو ........
دیدگاه ها (۲۹)

چشمای قشنگ تو

گناهکار 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝟓𝟗

#زیباترین_عشق#پارت_۷۶دیانا _هوی رضارضا _هومدیانا _چته باو بی...

فصل دوم پارت ۷۳#دیانابا نیکا رفتیم سمت خونه ن. وایی دیانا می...

گناهکار 𝐩𝐚𝐫𝐭: 𝟔𝟏

حقیقت پنهان🌱part 93ارسلان: داداش کی(چه کسی) رفت اصن راحب چی ...

رمان شراب عشقو مشتم خورد توی صورتش.ارسلان: بهت میگم بگو چرا ...

#زیباترین_عشق #پارت_9۸دیانا _دست تو دست ارسلان رفتیم سمت اون...

رمان جیغ آخر 🖤 پارت هفتم

ارسلان😇دینا رفت رستا رو بیدار کنه منم رفتم خو حال دیدم رضا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط