My soul

My soul

My soul

part 5


سپس هردومون خنده ای کردیم و مشغول به کارهامون شدیم

کار زیادی نداشتم که انجام بدم، جیمین و جونگکوک، تهیونگ و نامجون قرار بود به سربازی برن و مشغول اماده سازی برای رفتن بودن، فقط من و داداشم هوسوک، جین، یونگی تو کمپانی بودیم

این سه عضو به محض برگشتن کارهاشون از سر گرفته بودن نمیخواستن بیشتر از این طرفدارانشون معطل کنن

طبق معمول یونگی تو اتاق کارش بر روی لیریک ها و تنظیم اهنگ ها کار میکرد، هوسوک سخت مشغول طراحی کردن رقصی بود که همیشه دلش میخواست خاص باش، جین علاوه بر اشپزی کردن تو تایم های استراحتش بر روی حرکات بدن و رقصش و همینطور صداش کار میکرد و من چی...

من اعضارو اماده میکردم یجورایی استف اونها بودم، باید کلی با استف های دیگر، رئیسمون پی دی نیم، رقصنده ها، میکاپ ارتیست ها صحبت میکردم، حالا که فعالیت گروهی وقفه افتاده هر کدوم از اعضا فعالیت سولو ( فعالیت تکی هر عضو ) انجام میدادن باید هرچه زودتر همه چی اماده میکردیم

ساعت 5 بود و من هنوز بی وقفه کار میکردم، غذایی نتونستم بخورم، دیشب هم که خوب نخوابیدم رسما دیگر هیچ انرژی نداشتم باید حداقل کمی هم که شده استراحت میکردم پس به سمت کاناپه های گوشه سالن رفتم و چشمام برای چند لحظه هم که شده روی هم گذاشتم


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۴)

The Remains of Loveپارت سومصبح روز بعد، ات زودتر از یونگی بی...

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``هیونگ‌ لای...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۴وقتی رفتم خونه، نگاهی ب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۷ | «جیا وارد تیم شد» 😂 بع...

My Arirang Part 8

در آغوش تو. پارت چهارملوسیفر با تردید گفت : الان مادرت کجاست...

تک پارتی ( دخترا لطفاً وقتی کاما ( ، ) میزارم کمی مکث کنید ...

تکپارتی نامجون (گلدن لیدر)

سناریو

معرفی اولین فیکمون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط