باز تابید از افق روز درخشان غدیر شد فضا سرشار عطر گل

باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیر شد فضا سرشار عطرِ گل

باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیر شد فضا سرشار عطرِ گل ز بستان غدیر موج زد دریای رحمت در بیابان غدیر چشمه های نور جاری شد ز دامان غدیر🌱
دیدگاه ها (۰)

نقاشی - برگ‌ها و نور. • در پی باران‌های دلپذیر هفته‌های اخیر...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

پارت سوم: بازارِ کدهای معلقبازار بزرگ در سکوتی منجمد فرورفته...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

**پارت ۳۸ **دودِ سیاه و غلیظ، تمامِ حجمِ ریه‌هام رو پر کرده...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط