اینکه از زهر جفا جای به بستر دارد

اینکه از زهر جفا جای به بستر دارد

اینکه از زهر جفا جای به بستر دارد

طشتی از خون دل خویش برابر دارد


چشمهایش به در و منتظر آمدنیست

زیر لب زمزمه مادر مادر دارد


جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیست

داغ ارثیست که در سینه مکرر دارد

#شهدا
#شهدا
دیدگاه ها (۰)

این نه ترانه، که صدایِ خُرد شدنِ استخوانِ مافیاست.در دورانی ...

روباه نما

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

### ⏳ پارت پنجم: رازِ زیرزمینتیزیِ دندون‌هاش رو حس کردم... د...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

پارت ۲۱«من میرم برات آب میارم.»«باشه»تهیونگ برق های خانه را ...

(اهنگ فراموش شده ی ما )پارت۶«دختر کوچولو؟» خون در رگ‌هایم به...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط