این نوروز چند هزارساله و فرزندان ایران بدون مرز

این نوروز چند هزارساله و فرزندان ایران بدون مرز

.
چشم به هم زدیم یه سال دیگه گذشت و یه عید نوروز دیگه از راه رسید.

عیدی که قدمتش به درازای تاریخه و وسعتش هم سرزمین های زیادی رو در بر می گیره.

از شرق تا غرب ایران . از تاجیکستان و افغانستان تا عراق و آذربایجان.
پس فارغ از هر تفاوتی امیدواریم برای همه، بهترین ها رقم بخوره و...

و امیدواریم به دست «محول الحول و الاحوال» بتونیم « احسن الحال» رو تجربه کنیم.

تجربه یه حال خوب، می‌ تونه با زمزمه یه شعر خوب شروع بشه، موافقید؟

چشم ‌ها پرسش بی ‌پاسخ حیرانی ‌ها
دست‌ ها تشنه تقسیم فراوانی ‌ها
با گل زخم، سر راه تو آذین بستیم
داغ ‌های دل ما، جای چراغانی ‌ها
حالیا! دست کریم تو برای دل ما
سرپناهی است در این بی ‌سر و سامانی‌ ها
وقت آن شد که به گل، حکم شکفتن بدهی!
ای سرانگشت تو آغاز گل ‌افشانی ‌ها!
فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید
فصل تقسیم غزل ‌ها و غزل‌ خوانی‌ ها...
سایه امن کسای تو مرا بر سر، بس!
تا پناهم دهد از وحشت عریانی ‌ها
چشم تو لایحه روشن آغاز بهار
طرح لبخند تو پایان پریشانی ‌ها

قیصر امین پور

🇮🇷 @farzandeIRAN_ir

#فرزند_ایران #مفاخر #نوروز
#عید #اعیاد #عیدانه #ایران #ایرانی
دیدگاه ها (۱)

dark life = 24

پارت ۴۴

رمان : تا وقتی که عاشقت بشم

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگل ... پارت ۱۷ ،(زبان راوی )در ق...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_66فصل سی‌ام | د...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹ویو میکا_____با سردرد ...

داستان

مافیای من

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۱ | «انتخاب جیا»...

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط