قدیم قدیمی قدیمیها

#قدیم #قدیمی #قدیمی_ها

#قدیم #قدیمی #قدیمی_ها
#پیرمرد #پدربزرگ_ها #خیام
#صفا #صمیمیت #مهربانی
#نوستالژی #خاطره_انگیز
#متن_های_زیبا
#نوستالژی_ترانه
#شعر_های_زیبا

─┅─═ঊঈ🍁📽🍁 ঊঈ═─┅

⁨ ⁨ ⁨ 🌿 پیرمردان شعر و اندیشه در بوستان شقایق ♟️

عصرهای دل‌انگیز پاییز، در گوشه‌ای از بوستان شقایق سعادت‌آباد، چند پیرمرد خوش‌ذوق گرد هم می‌آیند؛ مردانی از نسل آرام و فرهیخته‌ی دیروز، با دستانی پر از تجربه و دل‌هایی جوان‌تر از همیشه.
روی میزهای سنگی پارک، صفحه‌ی شطرنج پهن است و در میان سکوت و خنده‌ی ملایم‌شان، صدای مهره‌ها با واژه‌های خیام در هم می‌آمیزد:


می‌گویند زمان می‌گذرد، اما وقتی کنارشان می‌نشینی، انگار ساعت‌ها می‌ایستد.
نه برای برد و باخت بازی می‌کنند، نه برای فخر شعر؛ بلکه برای لذت زندگی، برای دوستی، و برای یادآوری اینکه هنوز می‌شود ساده و عمیق بود.
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
👇
Repost @a.a.gh_5713

☕️ عطر چای، صدای خنده، و فلسفه‌ی عمر در چند مصرع و چند حرکت مهره خلاصه می‌شود.
آن‌ها نه فقط بازی می‌کنند، بلکه زندگی را بازی می‌کنند — با وقار، با لبخند و با نگاهی که هنوز از امید خالی نیست.

#خیام_صائب_تبریزی⁩⁩⁩
--------------------------------------
دیدگاه ها (۰)

شاهکاری به نام دروغ

p8

Contract 🍷#contract𝑃𝑇15ویو هویج:صبح روز بعد، برخلاف شب گذشته...

پارت ۲: انتخابی که برگشت ندارهسکوتِ اتاق فقط با صدایِ ریزِ ب...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۳:سه...

داستان کودکانه «سنجاب کوچولو و گردویِ طلايي» به نویسندگی رزی...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

🎭 آخرین نقشپارت سومروز اول فیلم‌برداری بالاخره رسید.لیانا جل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط